بنام خدا-موضوع منش :کل یعمل علی شاکلته=هرکس بمقدار دارائی اش خرج می کند.بنظر می رسدمنش همان جنبه باشد که باید همه داشته باشند که بیشتر آدم ها فاقد آنندواینجاست که تفاوت وتنوع اشخاص حاصل می شودمثالا معاویه هنگامیکه به آب دسترسی پیدا می کند آن را انحصاری می کند اما علی بن ابی طالب که سرچشمه رافتح می نماید بازش می گذارد تا انسان و حیوان ودوست و دشمن بهره مند شوند.خواجه حافظ هم که به منطوق شیعه از گل مولا سرشته شده آئینه ی آن حضرت است.در زیر چند بیت بعنوان شاهد بر منش خواجه از دیوان درج می شود تا چه قبول افتد و چه در نظر آید:ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم

با پادشه بگوی که روزی مقرر است.

مرو به خانه ی ارباب بی مروت دهر

که گنج عافیتت در سرای خویشتن است.

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است.

ما نه مردان ریائیم و حریفان نفاق

آنکه او عالم سر است بدینحال گوست.

من غلام نظر آصف عهدم کورا

صورت بندگی و سیرت درویشان است.

تا کی غم دنیای دنی ای دل دانا

حیف است زخوبی که شود عاشق زشتی.

گفتگو آئین درویشی نبود

ورنه با تو ماجراهاداشتیم.

ما نگوییم بد و میل بناحق نکنیم

جامه ی کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم.

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید

گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم.